چهارده سال پيش دربعد ازظهر يک روزسرد پاييزی مثل امروز ، مرد جوانی وارد کلاس درس شماره 303 در طبقه سوم دانشگاه پلی تکنيک مونترال شد. در کلاس 48 پسر و 9 دختردانشجوی مهندسی پشت ميزهای خود نشسته بودند. مرد مسلح بود و لبخند کمرنگی بر لب داشت، او به محض ورود از دختران دانشجو خواست که در يک گوشه اتاق جمع شوند و از مردان خواست که کلاس را ترک کنند. بعضی از دانشجويان اين فرمان را شوخی تلقی کردند و پوزخند زدند. اما وقتی مرد جوان اسلحه اش را به سوی سقف گرفت و شليک کرد، پسران دانشجو و استاد اتاق را ترک کردند.
مردجوان دختران را کنار ديوار رديف کرد و فرياد زد "شما ها فقط يک مشت فمينيست هستيد". وقتی يکی از دختران دانشجو که بيست و يک سال بيشتر نداشت، دهن باز کرد که بگويد "ما فقط دانشجو هستيم و ميخواهيم زندگی موفقی داشته باشيم"، مرد جوان اسلحه اش را به سمت او گرفت و او و هشت دختری را در کنارش بودند گلوله باران کرد. بعد از اتاق خارج شد وشروع قدم زدن در راهرو، کافه تريا و کلاسهای ديگر کرد. به هر کلاسی که رسيد دخترانی را که زير نيمکتها پناه گرفته بودند هدف گرفت و شليک کرد. قدم زدنش بيست دقيقه طول کشيد. بيست دقيقه ای که بيست و هفت قربانی گرفت. چهارده دختر دانشجو را در جا کشت. نُه دخترو چهار پسر را شديدآ زخمی کرد و در آخر گلوله ای در مغز خود خالی کرد.
مرد نامه ای از خود به جا گذاشت که در آن نفرت خود از زنان و خشم خود را نسبت به فمينيستها بيان کرده و تو صيه کرده بود مردان بايد از هر وسيله ای برای کنترل زنان استفاده کنند. او صرفآ زن بودن يک انسان را دليل موجهی برای توجيه عمل خودش اعلام کرده بود.
6 دسامبر روزی سياه و شرم آور در تاريخ کاناداست. دولت کانادا اين روز را به عنوان
روز ملی يادبود کشتار مونترال و مبارزه با خشونت بر عليه زنان اعلام کرده است.
خشونت بر عليه زنان نوعی پاندمی (بيماری همه گير) جهانی است که در سکوت پيشروی ميکند. همه مليتها کم و بيش به آن مبتلا هستند. هر روز در اخبار ايران داستان جديدی از ضرب و شتم زنان و کودکان ميخوانيم. از قتل های ناموسی که هرروز در خوزستان و کردستان ومناطق ديگر خاورميانه انجام ميگيرد تا جوکهای جنسی رايج که زنها را هدف تحقير قرار ميدهند، هر يک به نوعی نشانه عجين بودن فرهنگ ما با زن آزاريست. عيان ترين آزارها را هر روز درخيابانهای تهران ، اتوبوسها و مکانهای عمومی ميشود ديد. مدرن ترين نوع زن آزاری را در وبلاگها و سايتهای اينترنتی ميشود ديد. از زنان وبلاگ نويس اگر بپرسيد به شما خواهند گفت که حداقل يکبار ايميلی با مضمون توهين جنسی دريافت کرده اند. در بين وبلاگهای فارسی نمونه هايی ميتوانيد پيدا کنيد که نويسندگانشان زنان را مورد حمله نفرت بيجای خود قرارميدهند و با نوشتن يادداشتهايی سرشار از تحقير جنسی زنان سعی ميکنند آنها را از ميدان به در کنند. نا گفته پيداست که اين نويسندگان هيچوقت مردان را مورد تحقير جنسی قرارنميدهند، بلکه صرفآ "زن بودن" يک انسان را دليل موجهی برای تحقير او ميدانند.
در طول چند سالی که در تورونتو زندگی ميکنم، تا جايی که يادم هست فقط دوبار در خيابان مورد مزاحمت مردان قرار گرفته ام. و متآسفانه بايد بگويم هر دو مورد از طرف مردان ايرانی بوده که فکر ميکرده اند من فارسی نميدانم. اما در تهران يادم هست که به محض پا گذاشتن به خيابان تبديل به هدف مشخص مزاحمان 15 تا هفتاد ساله ميشدم. خاطراتم مملو ازمردان پير و جوانی است که انگارفقط به خيابان ميامدند تا موجودات مونث را آزار بدهند، متآسفانه صرفآ مونث بودن توجيهی بود برای قربانی شدن. قانون سکوت حکمفرما بود و اگر دختری سکوت را به اعتراض ميشکست، متهم ميشد به بي بند وباری و هزار جور گناه ناکرده ديگر.
برابری زن و مرد در برابر قانون و اجرای صحيح قانون از مهمترين راههای حذف خشونت است. آگاه سازی هم نقش مهمی در مبارزه با آن دارد. بياييد به کارزار حذف خشونت عليه زنان بپيونديم.
لينکهای مفيد:
طومار حمايت از کارزار زنان ايراني عليه خشونت را امضا کنيد
۲۵ نوامبر تا ده دسامبر: مبارزه جهاني عليه آزار جنسي
End Abuse: مبارزه با خشونت خانوادگي
آمار خشونت برعليه زنان در کانادا
Men For Change: مرداني که با "خشونت عليه زنان" مبارزه ميکنند