سياهچال دل های تاريک
http://azar.blogspot.com
انگار گردباد مرا در سياهچالی رهاکرده، سياهچال دل های تاريک.
خدای سياهچال کور است. در دل هر يک از زندانيان اژدهای کوچکي ست، مامور پروراندن تعصب وغضب در دل ها.
اژدهای کوچک از دل مردان تغذيه مي کند و روزی آن قدر بزرگ مي شودکه چشم را کور مي کند و دل و بدن مردان را مي ترکاند. آن گاه بيرون مي آيد وزنان را طعمهء خود مي کند.
زنان توان کشتن اژدها را ندارند،
مردان توان ديدن اژدها را ندارند.
من زبان اين مردان وزنان را نمي فهمم ، خدای سياهچال را مي بينم وهزاران اژدها را.
|