سال هايی چند پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 هجری ی شمسی ، مهدی اخوان ثالث ، شاعر روزهای خسته گی و درد ، خود را مزدشتی خواند . او اعلام کرد زردشت و مزدک را در دل و دنيای خويش آشتی داده و بر حاصل اين آشتی پيام های بودا و مانی را نيز افزوده است
پناه به مزدشت واكنش مردی تنها به زمانهای پر جور و زخم بود؛ واكنش مردی كه مزدكهای زمانهاش را عارف میخواست؛ مانیهای زمانهاش را عادل. پيامبرانی كه پيشازآنكه شمشير در راه عشق كشند، آنچه در سر دارند بنهند، آنچه در كف دارند بدهند و آنچه بر آنها آيد نجهند. مهدی اخوانثالث نيكپنداریی زردشت، عدالتجويیی مزدك و بینيازیی مانی را يكجا می خواست. بازگشت او به سوی شرفِ طبيعی و خانهی پدری نشان نياز به جهانی ديگر بود؛ نياز به سروریی نيكانی رسته از بندِ هرچه هست. افلاطون گفته بود مدينهی فاضله آن جا است كه مردان خوب حكم میرانند و مهدی اخوان ثالث همهی خوبها را گردآورده بود تا مدينهی فاضلهای در دل برپا كند كه جهان را اميد رستگاری نبود.
ادامه pdf