
در خبرها خواندم: سوسن، خوانندهء مردم كوچه و بازار در لس آنجلس درگذشت. در بين آوازه خوان هاى كوچه بازارى خواننده اى را سراغ ندارم كه مثل سوسن با درد، و با يك اندوه توام با سرخوشى از عشق و از رنج فراغ گفته باشد. اغراق نكرده ايم اگر بگوييم از پيدايش ترانه سرايى تا روزگار ما عشق برترين و مهم ترين مضمون ترانه ها بوده است. با اين حال اين مضمون قديمى در ترانه هاى سوسن به عصيان تبديل مى شود. عصيان زنى كه عاشق پيشه است و با شيطنت مى خواند:
اين دل من تو سينه راس راستى غوغا مى كنه
عاشق عاشق كه ميشه ولوله بر پا مى كنه
و هوس باز است و در راه عشق به يك مرد به عرف و سنت و مذهب و آيين و هر آنچه كه بخواهد او را در قيد و در بند قرار دهد، پشت می كند. در اين راه دين و ايمان خود را مى دهد تا آن گم شدهء عزيز را پيدا كند:
گم شدهء عزيزم كى ميشه پيدات كنم
تا دل ديوونه رو فرش قدم هات كنم
كى مى شه باز دوباره - بياى تماشات كنم
تا دل ديوونه رو - فرش قدم هات كنم
تا عاشق نباشى، به دردى كه در ميان بيت هاى سادهء اين ترانه نهفته است، پى نخواهى برد. تا عاشق نباشى دردى را كه در اين مصرع هست، درك نخواهى كرد:
با تو چه شب ها چه روزها به سرمى آرم
با تو چه جورى - ز دورى - بگم دوباره
اين دل خسته – شكسته - چه بى قراره
سوسن يك آوازه خوان عصيانگر است. گرفتگى صداى او، و آن درد و اندوه توام با خوشى كه ياد كرديم با كلمه ها و عبارت هاى بسيار ساده و همه فهم بيانگر تنها يك مفهوم است: عصيان - تن ندادن و سرناسپردگى از دهان و زبان زنى كه در صداش درد هست. بى پناهى بهايى ست كه براىسرناسپردگى و عصيان بر هنجارهاى متعارف زندگى مى پردازيم. سوسن با بى پناهى هم خوب آشنا بود. او بود كه وقتى از عشق، و از شور ديدار سخن مى گفت به گلايه مى خواند:
نه سوى خونه راهى نه بر كسى پناهى
و به قصد دلدارى و تسلى خاطر معشوق در ادامه مى آورد:
عزيز راه دورم - دل نداره گناهى
و با اين حال بى وفاست. صداى آن زن هوس بازى ست كه اگر به او دل ببازى، اگر بخواهى به بهانهء عشق او را در بند كنى، حتى به يار هم پشت می كند– مى رود و ديگر نمى ماند:
ببين چه سرنوشتى از عشق من گذشتى. چرا كه رفتم و نموندم.
سوسن از اهالى قصرشْيرين بود. شهرى بد آب و هوا در مرز ايران و عراق كه تا پيش از انقلاب سل هنوز از بيمارى هاى واگيردار اين منطقه به شمار مى رفت. اين شهر از زمان خسرو پرويز تا آغاز جنگ و ايران و عراق قدمت داشت و هميشه در تاريخ ما، به عنوان تبعيدگاه از آن ياد شده است. قصرشيرين در جنگ از اولين شهرهايى بود كه ويران شد و تا امروز رنگ آبادانى به خود نديده است. من سال هايى از كودكى و نوجوانيم را در اين شهر گذراندم، و به تجربه مى دانم كه اگر سوسن عصيانگر نبود و نمى توانست به عرف و به همهء آن شايست ها و نبايست ها پشت پا بزند، احتمالا در همان شهر دورافتاده و نحس مى ماند و گمنام مى مرد. سوسن در قصرشيرين تولد يافت، اما به تحكم جغرافيا تن نداد و خود را بركشيد تا آن حد كه از محبوب ترين خواننده هاى كوچه و بازار شد. مهم نيست كه در غربت و در فقر مرد. مهم اين است كه مى خواست عاشق باشد و در بند نباشد. عصيانگر بود و شوريده. روحش شاد.
ترانه هايي از سوسن - از آلبوم
دوست دارم/
سايت ايراني ها
۱- دوست دارم
۲- حودم كردم كه لعنت بر خودم باد
۳- دختر ديوونه
۴- با من نگو
۵- خدا نگهدار