ba shoma nistam
بازگشت به صفحهء نخست
 
 
از اتاق تا اتاق خواب



1
در خبرها آمده بود كه در هفدهمين نمايشگاه كتاب تهران از پخش بوف كور نوشتهء صادق هدايت جلوگيرى شد. انتشار قانونى اين كتاب در ايران و جلوگيرى از پخش آن به اين معنا مى تواند باشد كه بوف كور در مقام سنگ بناى ادبيات داستانى پس از گذشت بيش از نيم قرن كه از چاپ اول آن به شكل پلى كپى در هندوستان و با خرج زنده ياد هدايت مى گذرد، رسميت نيافته و در واقع هنوز به قلمرو ادبيات غيررسمى ايران تعلق دارد.
اگر اين حدس درست باشد، و اگر بپذيريم كه "اعتراض" يا: سرنسپردگى و "جستجوى هويت" آن دو عامل شكل دهنده به ادبيات غيررسمى ايران و جان مايه و مايهء كلام اين نوع ادبيات است، از خود مى پرسم آن عامل اعتراض آميز، و آن مايهء سرنسپردگى در بوف كور چيست كه مميزى ايران را به وحشت مى اندازد. "جستجوى هويت" از درونى ترين مضامين بوف كور به گمانم در اين اثر با عامل "اعتراض" به مجموعه اى از عرف مسلط ايرانى كه بر محور تظاهر و تعارف و ريا و خودفريبى شكل مى گيرد درمى آميزد. خودكشى مرحوم هدايت از اعتراض به اين مجموعه و از ناتوانى و حتى درماندگى او در تن دادن به اين مجموعه نشان داشت. براى همين هدايت هنوز "معاصر"ترين و "معترض" ترين نويسندهء ايران است. آثارى مانند "مد و مه" از ابراهيم گلستان و سوره الغراب از محمود مسعودى به دليل اشتراك در دو عامل يا يكى از دو عامل "هويت يابى" و "اعتراض" به قلمرو بوف كور نزديك مى شوند، اما نه اين دو اثر و نه هيچيك از ديگر آثارى كه پس از بوف كور پديد آمدند، نتوانستد در اصالت اعتراض به عرف و در رنج هويت يابى ايرانى معاصر در سرآغاز مدرنيته از بوف كور برگذرند. براى همين هنوز بوف كور خطرناك ترين و تبعيدى ترين اثرى ست كه در ايران پديد آمده است.
2
در خبرها خواندم كه در ايران مجموعه داستانى از مهرنوش مزارعى با نام "غريبه اى در اتاق من" انتشار يافت. اين داستان در خارج از كشور – اگر اشتباه نكنم - با نام "غريبه اى در اتاق خواب من" انتشار يافته بود. تغيير كلمهء "اتاق خواب" به "اتاق" تنها به معناى حذف يك كلمهء ساده نيست. تغييراتى اين چنين كه در كتاب مهرنوش حتى بر پيشانى كتاب نشسته است، اگر حتى در حد تغيير همين يك كلمه باشد نشان مى دهد كه رسميت يافتن ادبيات غيررسمى ايران گاه در گرو تغيير يك كلمه است. با اين حال به اين دليل كه داستان هاى مهرنوش در كانون ضديت يك زن متجدد با عرف و سنت اتفاق مى افتد، انتشار اين كتاب در ايران مفيد است.

3
عباس صفارى و مجيد روشنگر قصد دارند مجموعه اى از شعر شاعران مهاجر تهيه كنند و در ايران به چاپ بسپرند. مجيد روشنگر در شمارهء اخير بررسى كتاب كه هنوز از چاپ بيرون نيامده است، توضيح خواهد داد كه كدام اشعار و با چه اولويت هايى به اين مجموعه راه خواهند يافت.

4
مجموعه داستان هاى كوارتت ياشار احد صارمى در لس آنجلس انتشار يافت. اين داستان ها كه پيش از اين در شبكهء اينترنت منتشر شده بود از طغيان ذهن نويسنده اى خلاق نشان دارد كه به دليل يك آنارشى ذهنى و طغيان تصاوير از پذيرش نظم در قالب هاى جاافتادهء داستان نويسى معاصر سربازمى زند. در ادبيات ياشار احد صارمى عامل سرنسپردگى و اعتراض از طريق طغيان تصاوير بروز مى كند و به ادبيات او اصالتى مى دهد كه معاصر ماست، اما از جنس زمانهء ما نيست.

5
چشمم افتاد به اين سطرهاى درخشان از شعر بهمن فرسى: مرد آينه از مجموعهء خودرنگ
مرد بيرون آينه را مردى ساخت
كه براى جغجغهء جغرافى
و قارقارك تاريخ
تره هم خرد نمى كرد
و سراسر جهان زمانه اش را
بى رواديد و پروانه
درنورديد.
شعر فرسى، شعر اعتراض است.شعر يك ياغى كه با چرخش قلم بر همهء باورها و شايست ها و نبايست ها شورش مى كند. فرسى مهمانم بود. صبح، زودتر از خواب بيدار مى شد و از بازار صبحانه تهيه مى كرد كه جوانك بيست و چهار پنج ساله اى كه من بودم، از دست و سفرهء خالى خود شرم نكند. همو در همين مجموعه سروده است:
دلم نمى پذيرد
كسى تا اين حد
نفس بريده باشد ..
نمى توانم ديد
كسى اين همه پريده
اين همه دويده
اين همه
نرسيده باشد
ادبيات غيررسمى ايران در سايهء چنين سطرهايى ست كه حضور خود را اعلام مى كند. وگرنه چه تفاوتى مى تواند باشد ميان اتاق و اتاق خواب؟

حسين نوش آذر



در همين زمينه