نوبل ادبيات است در سال ۲۰۰۳
جان ماكسول گوتزی برنده نوبل ادبيات است در سال ۲۰۰۳. آكادمی نوبل از ميان دو نويسنده آمريكايی: جويس كرول اويتس و فيليپ روت و نويسنده كانادايي مارگريت آتوود
گوتزي از نويسندگان آفريقای جنوبی را به دليل توانايی او در تحليل و آوردن ديالوگ هاي زنده برگزيد.
گوتزي در نهم فوريه ۱۹۴۰ در آفريقای جنوبی متولد شد. او پس از تحصيل ادبيات و رياضيات در بيست و يك سالگي به قصد ادامه تحصيل و كار در رشته برنامه نويسي به انگلستان مهاجرت كرد. در آمريكا دكتري ادبيات خود را بر محور بررسي آثار سامويل بكت دريافت كرد و از سال ۱۹۷۴ تاكنون از راه نويسندگي گذران می كند.
در سال های جوانی كه در واقع شرح حال اوست با مردی آشنا می شویم به ظاهر خونسرد اما به غايت سرگردان و بيگانه با دنيای عواطف. يك رياضي دان جوان كه سودايی ادبيات است و شيفته نويسندگانی مانند همينگوی و فورد مادوكس فورد.
گوتزی در دهه ۴۰ هنگامی كه آپارتايد بيداد می كرد در آفريقای جنوبی باليد. پدرش مردي بود ورشكسته و مادرش زنی بود بيش از حد حساس. تاثير اين وقايع در رمان های او آشكار است.
انزوا
جان ماكسول گوتزی مانند آموزگارش بكت نويسنده اي ست منزوی تا آن حد كه اهل مصاحبه و گفت و گو نيست. از خود همواره با سوم شخص مفرد ياد مي كند و هرگز نام خود را بر زبان نمي آورد.
اين انزوا در آثار او به خوبي ديده مي شود. قهرمانان او اغلب منزوي اند و با فاصله از جهان روايتگر وقايع زندگي خود هستند - با حداقل عاطفه و حداكثر دقت در نگاه به هستي.
صراحت
صراحت از ديگر مولفه هاي آثار اوست. رسوايي( ۱۹۹۹ ) ،داستان مردي است كه سه مرد سياه پوست به دخترش تجاوز مي كنند. مرد كه استاد دانشگاه است از همسرش جدا شده و با يك زن فاحشه آميزش دارد. با يكي از شاگردانش همبستر می شود. از او به دادگاه شكايت می برند و او عرف مسلط را در دادگاه محكوم می كند. كار خود را از دست می دهد و در انزوا به دخترش پناه می آورد. سه مرد سياه پوست پيش چشمان او به دخترش تجاوز مي كنند و دست آخر به او نفت می پاشند و او را به آتش می كشند.
در انتطار بربرها ۱۹۸۰ نويسنده با صراحت به درنده خويي استعمارگران در یك سرزمين كويري و تخيلي مي پردازد.
در اولين رمانش زندگي و زمانه مايكل كاف داستان مردي را تعريف مي كند كه كشت كدو را به جنگ چريكي ترجيح مي دهد.
گفتيم:سال هاي جوان آخرين اثر اين نويسنده و در واقع زندگي نامه اوست.
انفعال سياسي
جان ماكسول گوتزی نويسنده ايست به تمام معنا غيرسياسي و ناملزم به سياست ها و مصلحت هاي زمانه. از اين رو در آفريقاي جنوبي نه محبوب است و نه سرشناس و همواره او را به انفعال متهم مي كنند.
پاسخ او اما اين است كه ادبيات تنها به خود متكي و متعهد است و ادبيات اگر ادبيات باشد هرگز مستعمره تاريخ نخواهد شد. ادبيات بيش از آن كه به اقتضاي زمانه عنايت داشته باشد به آينده نطر دارد. داستان نويسي در نطر او به تمام معنا عدم تعهد و آزادي و اختيار محض است. داستان نويس به چيزي متعهد است كه هنوز نيست. در انتهاي راه داستان نويسي تازه پديد مي آيد.
به دليل انزوا و صراحت در گفتار و انفعال سياسي جان ماكسول گوتزی نويسنده ايست از مكتب بكت. با اين تفاوت كه داستان های او هم داستان موقعيت است و هم كم از حادثه سهم نبرده است. هر دو را با هم دارد. هم آن تاملات هستي شناسانه در آثار بكت را و هم آن كشش رمان های حادثه اي را. يكی الزاما به معنی نفی ديگری نيست.
|