ba shoma nistam
بازگشت به صفحهء نخست
 
 
کتاب، تنها یک کالا

در بررسی کتابی از روبرتو د اگوستینو


توقع ما که خوانندهء کتاب هستیم از کتاب، در وهلهء نخست این است که کتاب، از هر نوع آموزنده یا سرگرم کننده باشد – تهییج یا ترغیب مان کند و در غایت، زندگی و تصورمان از زندگی را در حدی که از یک کتاب می توان انتظار داشت دگرگون کند. از این نظر در رویارویی با کالایی به نام کتاب بیش از آن که به فرم توجه داشته باشیم، به محتوا توجه داریم. توجه به محتوای کتاب را به گمانم می توان یکی از شاخص های عقب ماندگی فرهنگی در نظر گرفت. وقتی سانسور و محدودیت باشد در کار نشر، وقتی جریان تبادل اندیشه میان ملت ها در مملکتی مختل باشد، نهادینه نباشد و بسته باشد به خواست و پسند مترجم، یا به سیاست های نشر، و بدتر: به خواست و پسند عموم، و بدتر از بدتر به سلیقهء عام ی که در دورافتادگی از آن جریان غالب فرهنگی در جهان خود را محور درستی در بینش و در سنجش قرار می دهد، وقتی نویسنده به جای خبرنگار و روزنامه نگار قرار گیرد و وظیفهء او آن باشد که با نوشتن کتابی تحول سیاسی و اجتماعی ایجاد کند، وقتی اطلاع رسانی تا آن حد مختل باشد که از کتاب تنها توقع اطلاع رسانی داشته باشیم، کتاب که جسمیت دارد، تنها در حد محتوا کاهش می یابد.
جسمیت کتاب، زیبایی صوری آن، قطع و جنس کاغذ و جلد آن در این میان یکسر فراموش می شود. پدیده هایی به نام کتاب "پشت جلد سفید"، "زیر پیشخوان فروشی" و "کهنه فروشی" و از اینها همه بدتر: کتاب الکترونیکی (e-book) هرچند که خالی از لطف نیست، همه از پیامدهای کاهش دادن کتاب است در حد محتوا. کتاب اما می تواند در زیبایی صوری قائم به ذات باشد تا آن حد که تمنا را برانگیزاند – مانند کتابی از روبرتو د اگوستینو در نمایش لیبیدو و فتیشیسم (میل جنسی به اشیا) در قالب پدیده ای به نام کتاب به عنوان یک اثر هنری مستقل. آنگاه کتاب سازان (ناشران و حرفچین ها و صحاف ها) تنها خادمان فرهنگ نیستند. آنها هنرمندانی هستند که از کتاب یک اثر هنری می سازند. نویسنده در این میان مرکز توجه نیست، بلکه او تنها یکی است از ده ها تنی که در ساخت و آفرینش کتاب نقش دارند. از این نظر توجه به فرم کتاب و قائم به ذات دیدن کتاب و معنا یافتن برای کتاب از طریق شکل بخشی به کتاب، شاخص دیگری تواند بود از مرجع گریزی به عنوان یکی از مهمترین جلوه های جهانی که پست مدرن است، و خود را در شتاب و در نگاه شتاب زده به کالا، و میل به مصرف کالا تعریف می کند. بدین ترتیب کتاب حتی اگر "بی محتوا" باشد یا حتی "سفید" باشد، اگر در حد یک کالای هنری فرازآید، بیانگر و نشانه ای ست از کالا شدن فرهنگ. در این گره گاه یک بار دیگر فرم به محتوا و محتوا به فرم تبدیل می شود.



کتابی که می توان آن را باد کرد.


در همين زمينه