ba shoma nistam
بازگشت به صفحهء نخست
 
 
نقالی و پرده ‏خوانی



نقالی و پرده‏خوانی از هنرهای مردمی ايرانيان به شمار می‏رود. پيش از پيدايش منظومه‏های داستانی، نقالی نوعی از داستانگويی به شمار می‏آمد. آنها که صدا و مجلسی گرم داشتند در صحن مسجدها، در ميدان‏ها و اماکن عمومی، در گذرگاه‏ها و در کاروان‏سراها به قصه‏خوانی می‏ايستادند و مردم را گرد خويش فراهم می‏آوردند. بعدها که کنارخانه و چايخانه و قهوه‏خانه پديدآمد و داستان‏گويان مانند ساير ارباب معرکه، شعبده‏بازان، مهره‏بازان، زورگران، پهلوانان و مارگيران در کوکنارخانه‏ها و قهوه‏خانه ها هنرنمايی می‏کردند و گاه شهرتی به هم می‏رساندند و به دربار پادشاهان راه می‏يافتند. نقال يا قصه‏خوان کسی بود که واقعه‏ای را نقل می‏کرد و شنونده را متاثر می‏کرد. روضه‏خوانی، پرده‏داری، نقل مقاتل و معجزات و کرامات پيامبر و اوليای دين از انواع نقالی به شمار می‏آيد و بدين‏ترتيب نقالی يا جنبه مذهبی يا جنبه حماسی دارد. از ميان اين شعبه‏ها روضه‏خوانان استقلال يافتند و نقالی را با وعظ درآميختند و حساب خويش را از قصه‏خوانان جداکردند. پرده‏داران و معرکه‏گيران از شهری به شهری ديگر و از روستايی به روستايی ديگر می‏رفتند و محل اسقرار نداشتند. برخلاف نقالان که در قهوه‏خانه‏ها و کوکنارخانه‏ها مستقر می‏شدند و داستان‏های حماسی شاهنامه و گرشاسب‏نامه و سام‏نامه و داراب‏نامه و اسکندرنامه و جز اينها را می‏خواندند. از مهمترين قهرمانان حماسی در هنر نقالی شخصی است به نام پهلوان حمزه جهانگشا. در آغاز او همان حمزه عم حضرت محمد بوده است که بعدها در نقل نقالان به استقلال در شخصيت می‏رسد. اميرحمزه صاحبقران، اميرالمومنين حمزه از خويشاوندان اين شخصيت حماسی هستند.
در فرهنگ شفاهی ايران، داستان‏های امير ارسلان، زرين ملک، ملک جمشيد و طلسم آصف و حمام بلور از هنر نقالی برای مان به يادگار مانده است. قصيده‏ای که ديروز در اينجا آوردم بر گرته نقالی نوشته شده است و آميخته‏ای است از نقالی و هزل و فکاهی.


در همين زمينه