جامعه ام را رياکار می دانم. اين رياکاری هم در زبان مردم ديده می شود هم در رفتارشان
احمد غلامى، دربارهء ريا و رياكارى
"به گمان من امروز خاصه در كشور فرنگ دوستى امر مهمى مى تواند در زندگى افراد باشد، در زندگى من تعيين كننده بوده هست طورى كه از چند تا عزيز باقى عمر من، تنها با مادرم علاوه بر دوستى پيوند ديگرى نيز داريم"
قاضى ربيحاوى در نامهء دومش به من
ژاك دريدا، رساله اى دارد به نام "سياست دوستى". 1
دريدا سخن خود را با اين جمله آغاز مى كند:
دوستان! دوستى وجود ندارد.
با اين جمله دريدا ابتدا از نفى دوستى به مفهوم دوستى مى رسد. نه از دشمنى، آنطور كه مرسوم بوده و هست در زندگى اجتماعى و خانوادگى ما و در سياست: دشمن دشمن من دوست من است.
دريدا در اين رساله بر اساس فلسفهء نيچه از مفهوم دوستى به مفهوم دموكراسى و عدالت دست مى يابد و خطرها را گوشزد مى كند.
دريدا اعتقاد دارد كه دوستى و عدالت از يك خانواده و از يك ريشه هستند و بر محور دوستى و عدالت است كه زندگى اجتماعى (در غرب) شكل مى گيرد. كمال مطلوب اين است و البته مى دانيم در غرب و بخصوص در غرب از آرزو تا واقعيت فاصله زياد است.
به نظر دريدا دوستى از نظر زبانى (در غرب) به دو مفهوم "پاسخ" و "پاسخگويى" ربط دارد و به اين جهت از سه سويه يا سه مولفه برخوردار است. يعنى از طريق دوستى آدمى اگر آدم باشد مى تواند:
1ـ پاسخى براى خودش پيدا كند در دوستى
2ـ به ديگران پاسخ بدهد در چگونگى دوستى خود با ديگران
3ـ در مقابل ديگران پاسخگو باشد
و اين سويه يا مولفهء سوم همان عدالت است كه در قانون و چگونگى قانونگزارى و به اصطلاح مدنيت تحقق پيدا مى كند.
پس اگر با دريدا موافق باشيم به اين نتيجه مى رسانيم خود را كه هر گاه در جامعه اى مثل جامعهء ولايى حد قانون و چگونگى اجراى قانون را رهبر مذهبى (ولى فقيه يا مرجع تقليد) يا رهبر سياسى (پادشاه يا رييس جمهور با امكانات تام و مطلق) يا رهبر ادبى (جلال آل احمد پيش از انقلاب و هوشنگ گلشيرى پس از انقلاب) تعيين كند، در آن جامعه دوستى هرگز به كمال نمى رسد. چون از آن سه مولفه كه برشمرديم، يك مولفه به جبر رهبرى مذهبى و سياسى و ادبى غايب است. به اين دليل كه به جبر رهبرى، فرد پاسخگوى خود نمى تواند باشد. بلكه رهبر و معلم و استاد پاسخگوى فرد است.
دريدا در رسالهء خود به رساله اى از كانت به نام "احترام در دوستى" ارجاع مى دهد و بر اساس رسالهء كانت به اين نتيجه مى رسد كه دوستى در كانون كشاكش و تنش ميان فرد و آن ديگرى (يا در مفهوم وسيع تر و مورد نظر دريدا: اجتماع) و همچنين عرف و مدنيت شكل مى گيرد. دريدا از اينجا از فلسفه خود را جدا مى كند و از طريق روانشناسى و با عنايت به روانشناسى خانواده به ساختار خانواده مى رسد و به ريشه مى زند و الگوهاى دوست يابى را در خانواده سراغ مى گيرد. به نظر دريدا يك دوست مطابق بر الگوى پدر يا برادر و خواهر يا دوست پدر يا دوست مادر و جز اينها انتخاب مى شود. از اينجا "من" پس از مطالعهء دريدا به اين نتيجه رسيدم كه ممكن است "رهبر" (سياسى، مذهبى و ادبى) هم مطابق بر الگوى پدر انتخاب شود: رهبرى مذهبى منطبق بر كهن الگوى پدر روحانى در يك خانوادهء مذهبى يا روستايى/ رهبرى نظامى مطابق بر كهن الگوى پدر نظامى يا نظاميگرى در خانوادهء متوسط شهرى و الخ.
دريدا از نو به فلسفه مراجعه مى كند و مى گويد فلاسفهء بزرگ غرب از ارسطوى بزرگ تا كانت و هگل و ديگران، همه دوستى را همراه با مفاهيمى مانند: عدالت (يا به زبان عوام: معرفت)، اخلاق و سياست عقلانى آورده اند. دريدا اعتقاد دارد ساختار خانواده و تصور آرمانى از پدر بر فلسفه تاثيرگذار بوده است. به هگل ارجاع مى دهد كه گفته بود: حيطهء وظايف زن در خانواده و حيطهء وظايف مرد در اجتماع است. از اينجا دريدا به دوستى ميان زن و مرد مى پردازد. پس مى بينيم كه دامنهء بحث دوستى وسيع است و تصور ما از دوستى و توانايى ما در دوستى در قلمروهاى زير موثر است:
1- در خود دوستى
2ـ در سياست و گفتمان مدنيت
3ـ در زناشويى
و اينها همه به ساختار خانواده و تصور ما از پدر، خواهر و برادر ربط دارد.
نيچه مى گويد: "اى مردان! به من بگوييد كداميك از شما توانا و پايدارست در دوستى؟
دريدا در نگاه به سويهء "پاسخگويى" به سقراط و مرگ سقراط اشاره دارد و معتقد است كه سقراط با نوشيدن جام شوكران، خود را به مرگ سپرد و بدين ترتيب پاسخگوى مرگ خود بود و همچنين با نوشيدن زهر از دولت يونان سلب مسووليت كرد با اين يقين كه انديشهء او، پس از مرگ زنده خواهد ماند. سقراط با نوشيدن جام شوكران ثابت كرد كه انديشه پاياتر و نيروندتر است از "دولت" و "حاكميت" و به يك مفهوم: "قدرت سياسى". پس سقراط با نوشيدن جام شوكران هم با خودش دوست بود و هم پاسخگو يا متعد بود به ديگران و هم پاسخگو بود در مقابل دولت قانونگزار كه حكم داده بود به مرگ او. دريدا اروپا را ملزم مى كند به اين سنت و بدين ترتيب در نظام فكرى دريدا "پاسخگويى" يا همان التزام و تعهد اجتماعى ـ آن مفاهيم مسخ شده در تاريخ ما ـ در جايگاهى بس والا قرار دارد.
1ـ دريدا اين رساله را ابتدا در سال 1988 به زبان انگليسى نوشت و سپس بر اساس آن كتابى پرداخت به نام "سياست دوستى" كه در سال 1994 در پاريس منتشر شد.
(در گفت و گو با
احمد غلامى)
حسين نوش آذر