بالاتر از پلکان از آنجا که نشسته بودیم
میبینممان وارد میشویم از سمت خیابان آرن
دودل، با چشمانی که دودو میزند در هوا، سپس با وقار
از روی شنهای سیاه به سویمان میآییم
زشتتر از زشت، به زشتی دیگران
اما ساکت، تولهسگی بازیگوش
به دو از سمت خیابان مونژ وارد میشود
دختر مکثی میکند، با نگاه دنبالش میکند
سگ از میدان میگذرد، گم میشود
پشت مجسمهی گابریل دو مورتیله
دختر سربرمیگرداند، من رفتهام
دست چپ را بر طارمی سیمانی تکیه میدهم
به سختی و تنها از پلکان قدیمی بالا میروم
دختر دلدل میکند
قدمی به سوی انتهای خیابان مونژ برمیدارد
سپس دنبالم میآید
لحظهیی رعشه به پشتم میافتد، این من است که به من باز میپیوندد
اکنون با چشمانی دیگر نگاه میکنم
سنگریزهها را و آبگیرها را زیر بارش تند باران
دختربچهیی طوقی را پشت سرش میکشد
زن و مردی، شاید عاشق، بازو به بازو میگذرند
پلکانهای خالی، خانههای بلند و آسمان
که چه دیر چه دیر بر ما نور میپاشد
سر برمیگردانم، بهتم میزند
از دیدن چهرهی غمینش اینجا.
شهرام بشرا : این کلمه ی " می بینممان " خیلی ثقیل است ... باید بازش کنید ...
"به دو " را با ترکیب های بهتری می تواند جانشین شود ...
بد نبود .. البته متن اصلی شعر را این جا ندیدم ... خسته نباشید ..
Jul 21, 05 | 7:38 am
Leila : mehdi jaan, mamnoon baraaye tas'heeh aziz. man beh lahjeye "mexici" esme sha'er ro valeho neveshteh boodam, va baaz ham mamnoon baraaye tas'heeh. ba mehr, Leila
Jul 29, 05 | 12:14 pm
روزبه امین : هیچ چیز ثقیل نیست . همه حرفهای خودشان را زدند .ترجمه ی خوبی است و انتخاب شما مثل همیشه خوبتر. آقای نوید خوشحال میشوم به من سری بزنید و از نظرات شما بهره مند باشم.
Jul 31, 05 | 6:55 pm
حمیدرضا احمدی : سلام . با شعر زيبايی از سعيدی سيرجانی بروزم و منتظر حضورتان
Aug 07, 05 | 8:44 am
elham : سلام. ترجمه مي توانست بهتر از اين هم باشد در واقع جملات خيلي خشك برگردانده شده اند.
Aug 08, 05 | 6:40 am
پویا عزیزی : نمی دانم نام ات از کجا برایم آشنا بود . به هر حال در حافظه ی موبایل من شماره ات نقش بسته بود و من هر چه کردم به خاطر لعنتی ام نیامدی دوست . باری وبلاگ رژی روی لب های جهان با پیش نهاد تقطیع ایرانی به روز است منتظر شما یم لینک تان اضافه شد
Aug 18, 05 | 8:43 am