همیشه بو میداد و من خیلی دوستش داشتم. همیشه بو میداد، بوی دستشوییهای بینِراه، برای همین من دستشوییهای بینِراه را هم خیلی دوست دارم، بویِ او را میداد. یکبار در یکی از همین دستشوییهای بینِراه به او گفتم که بو میدهد، خندید، گفتم بوی همین دستشوییِ بینِراه را میدهد، خندید. دیگر او را ندیدم و حالا هربار که به یک دستشوییِ بینِراه میروم به یادِ او، من و خاطراتمان در دستشوییهای بینِراه میافتم که همیشه بویِ او را میداد.