Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830
Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
داستان برف توكيو - نوشته ريچارد براتيگان/ترجمه مهدي نويد
در توكيو ضعفي دارم كه سعي مي كنم تركش كنم. علفِ هرزِ كوچكي در روحِ من است و بايد خودم را از شرش خلاص كنم. اين كار را سالِ پيش، وقتي كه در ژاپن بودم، شروع كردم، و خيلي سخت است كه از دست اش فرار كنم.
در حالِ تماشايِ تلويزيون به خواب مي روم.
مي دانم كه سيطره يِ اين ضعف در مقايسه با برخي ضعف هايِ ديگر كه چهار بعدي اند، تك بعدي ست، مثلِ فريادِ خون آشامي كه دندان هايش در آينه هايِ سيرِ بي پايانِ ابديت ريخته است.
خيلي آهسته صدايِ تلويزيون را كم كردم تا صداهايِ ژاپني مثلِ صدايِ دريا در هنگامِ پايين آمدنِ موج زمزمه كنند. من عاشقِ لحنِ زبانِ ژاپني در هنگامِ صحبت هستم. برايم مثلِ موسيقي ست و من در آن سويِ اتاقم، در تختخواب، خيلي آرام با گفت و گويِ صداهايِ ژاپني به خواب مي روم.
حال كه دورنمايِ مختصري را به دست آورده ايد مي خواهم بگويم كه چه چيز ضعف را به وجود مي آورد. سرانجام تمامِ برنامه ها و آگهي ها محو مي شوند و صدايِ ماجراهايِ ساموراييِ نيمه شب تبديل به صدايِ مداوم و يكنواختِ برفك مي شود، كه پس از چندي، در نيمه شب، باعثِ بيدار شدنم مي شود.
از تخت بلند مي شوم و گيجِ خواب مي روم تا خاموش اش كنم.
برفِ پر سر و صدا ناپديد مي شود و دوباره در توكيو فصلِ پر باران است. به طرفِ تخت مي آيم و تا وقتي كه بخوابم كمي طول مي كشد، بعضي وقت ها احساسِ دلتنگي مي كنم، چون دوباره صدها ژاپني مرا تنها گذاشته اند و رفته اند، و من در ميانِ شبِ توكيو دراز مي كشم، در انتظارِ خوابي كه مثلِ يك دوست بيايد و همدمم شود.
در حقيقت، وقتي كه اين ها را مي نويسم، تصميم مي گيرم كه به اين ضعف و اين وسيله يِ بي كسي پايان دهم، مي دانم كه امشب به خواب مي روم، با صدها ژاپنيِ در حالِ صحبت، به آراميِ چند قدم پيوسته، مثلِ دريا از تختِ من تا آن ها كه برف را متوقف مي كنند.
|