Hyper Literary Network    
جستجو
يادداشت ها و ترجمه هاى مهدى نويد
 


 


Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
خطوطِ دست / خوليو كورتازار-بيژن مشكي





از يك نامه يِ پرت شده رويِ ميز خطي مي آيد، در طولِ الواري از جنسِ كاج ادامه مي يابد و از يكي از پايه ها پايين مي رود. خوب كه نگاه كني، مي بيني خط در طولِ كفِ پاركت پوش ادامه مي يابد، از ديوار بالا مي رود و تويِ كپيِ يكي از نقاشي هايِ بوشه مي چرخد، طرخي از شانه يِ زني خم شده بر نيمكتي راحتي رسم مي كند، و در پايان از سقفِ اتاق بيرون مي رود و از زنجيرِ برق گير تويِ خيابان پايين مي سُرد. اينجا به خاطرِ سيستمِ خمل و نقلِ عمومي دنبال كردنش دشوار است، اما با اندكي دقت بيشتر مي تواني بالا رفتنش را از چرخِ اتوبوسي پي بكيري كه در كُنجي پارك شده است و آن را تا باراندازها مي برد. آنجا از درزِ جورابِ نايلونِ رخشان موبورترين مسافر پايين مي آيد، به قلمروِ خصمانه يِ انبارهايِ لباس وارد مي شود، مي پرد و مي لولد و راهش را چپ اندر قيچي تا بزرگ ترين بارانداز طي مي كند. در آنجا ( اما ديدنش مشكل مي شود، فقط موش ها كه چهار دست و پا خود را بالا مي كشند آن را دنبال مي كنند ) باز تويِ كشتي با موتورهايِ غران مي پرد، از الوارهايِ عرشه يِ درجه يِ يك عبور مي كند، به سختي از بالايِ دريچه يِ اصلي مي پرد و تويِ كابيني كه در آن مردِ غمگيني كنياك مي نوشد و گوش به سوتِ وداع سپرده است از درزِ شلوار بالا مي رود، از اين طرف به آن طرفِ جليقه يِ بافتني، به پشتِ آرنج مي لغزد و با آخرين فشار در كفِ دستِ راستي كه دارد بر گِردِ قنداقِ شش لولي مي پيچد، پناه مي گيرد.