Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830
Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
دو شعر از جیمز اولیسون / ترجمه مهدی نوید
____________
هنوز بیست سالم نشده بود
که تصمیم گرفتم یک آنارشیستِ تمام عیار بشوم
برایِ آن که حرفم را به دوستانم ثابت کنم
پرده یِ بکارتِ راهبه یِ جوانی را زدم.
حالا بیست سال است که از آن موضوع می گذرد
و من بیست سال است که با یک راهبه ازدواج کرده ام
و به حماقتِ خودم می خندم.
____________
دوست دخترم
برایِ این که لجِ مرا در بیاورد
امروز برایم کتابی خرید
با نامِ«چگونه در زیرِ نورِ شمع جلق بزنیم».
حالا شب شده است
و من، از سرِ لج با دوست دخترم هم که شده
بی آن که لایِ کتاب را باز کنم
شمعی روشن کرده ام و
رویِ نورِ شمع جلق می زنم:
سوزشی ست وصف ناپذیر.
|