Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830
Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
چند شعر از مریم آموسا
من از شکاف این شبدرها
که به آبی اسمان رسیده باشد
دستت امتداد می شود
افق را
همه چیزبر همین منوال است
راستی یادت باشد
فردا برای ناهار منتظر نمانیم
من از شکاف این سنگ ها
در اعماق تو می شوم
غرق زرشکی
لب های شنی ات
1382/04/15
من باردارم
وشکی نیست که شکم بپوشانم
از چشم های خیره مادر
که می آید می رود
خیره
خیس می کنم ات از اتهام
از این شب های دیر نیامده
تا صبح
که بازو در بازوان
سیاه چرده ترین مرد
مرد
مرد
*
مهربانی هایت را دوست دارم
می زاییم
ودفترم خون می گیرد
از گریه های کودکم
وجیغ می کشد
ازسطرهای نیامده
که مادر نقطه ها را یکی پس از دیگری
می زایدم
در حجم یک دفتر
که خون می گیردم .
1381/12/19
هیچ جای دنیا
دوست داشتنی تر از این
اتاق نیست
مرا ببوس برای چندمین بار
لب هایم گر گرفته اند
قلبم که از ضربان رگ ها بیرون می زندم
نفس هایت که روی سر آوار می شودم
قطاری که سوت ...
از زبانم اتفاق
می افتد
در حجم خط خطی ها که...
*
بخاری در اتاق شعله می کشدم
فنجان چای می شودم
*
اه حس لذیذ قهوه ای تنت را که هورت
بکشم
گرم می شومت
وقطاری که سوت می کشد
از زبانی که اتفاق...
1381/12/23
اتاق اتفاق می افتد
درنفس های زن
مرد ناشیانه نئشه می شود
از دستمالی که نیست
نیستی توی تمام کتاب های کتابخانه
به حراج می رود
زن مچاله می شود به خاطر تمام کمبودهای
فوق سری
دوست دارم
پکی عمیق به سیگاری که مرد خواب هایش مه آلود می کند
آوازی که در اتاق سوت می کشد
دو...ست...دارم
انهدام یک لبخند در فاجعه انفجار
اتفاق ساده
یک به علاوه
حالا شما
اتاق بزرگ می شود از نفس های زن
قاعدگی شعر وکتاب
نئشه دودهای بنفش وخاکسری
سوتی که نیستی
تلفن که
بوق
بوق
بوق
مشترک مورد نظر که نئشه اتفاق دو روز قبل
از خاطرش می رود صدایی که
دو..ست....دارم
بوق
بوق
بوق
عطر واتاق
نفس های پیایی زن
عطر واتاق
اتاق وعطر............
اسفند 1381
|