با عرض بزرگواری شما به خدا اصلاً نمیتوانم و هر شب به یاد آن زلزله میشوم و به خدا اصلاً شبها خوب نمیخوابم اگر شما یک بزرگواری کنید به ما یک کمکی برسانیم خیلی از شما تشکر میکنم و من از شما تشکر دارم که به آموزش و پرورش بم بروید و یک چیزی بگویید که همهی آقائان ما سیگار و تریاک میکشند و شما بگویید که اینها را عوض کنند و همیشه سر کلاس آقایان ما چرت میزنند و ما ناراضی هستیم و اگر شما این کار را بکنید من همیشه دعا برای شما میکنم
خداحافظ
بابک : ایکاش اسکنر داشتم و نامه را اسکن میکردم. بنده خدا فکر کرده بود که ما کارهای هستیم. از کرمان آمدنی بد ما را گشتند که مبادا مواد با خودمان بیاوریم! در ایستگاه قطار به سربازی که چند دقیقهی بعد مرا گشت گفتم تا به حال مواد مخدر هم کشف کردهاید، گفت نه! بهتر بود میگفت استغفرالله! آدم میماند با این کنترل دقیق چطور وسط میدان مشتاق با آنهمه مامور ِ درحینخدمت طرف چشمک میزد که « چی میخوای »!
Jan 01, 06 | 2:13 pm
مهدی نوید : خیلی عالی بود! عالی!!!
Jan 02, 06 | 12:47 am