جستجو
نوشته ها و ترجمه هاى بابك غفارى
 



 


Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
کاری از نانام



هر وخ می خوام شعر بنویسم اول دستامو با صابون می شورم
بعد ناخونامو می گیرم
اونوخ از انگشتام می پرسم: حالشو دارین با قلم برین تو رختخواب؟
اگه گفتن آره
یه کاندوم واسه قلم می خرم و می کشم سرش
تا جایی رو نبینه
اونوخ صفحه رو مرتب می کنم و
د برو که رفتی!

برگرفته از کتاب ِ « انگشتم را در جنگل فرو کردم و سبز سوراخ شد »