Hyper Literary Network  
جستجو
 
Mon Nov 24, 2008
چرا هزارتو تعطیل میشود؟

آهای ملت، وقتی میرزا درخواست کرد که برای آخرین شماره هزارتو مطلبی روانه کنم دستم به کیبرد نرفت. برایش نوشتم که چند بار تلاش کردم ولی دلم نیامد که در باره تعطیلی هزار تو بنویسم گر چه مدتی است که اصولا دستم به کیبرد نمیرود.

دلیل تعطیلی هزارتو فقط در یک نکته نهفته بود و آنهم اتکا به فرد بود. میرزا تا زمانی که در کشور گل و بلبل زندگی میکرد هزار دلیل داشت تا هزارتو را اداره کند. از هزینه مالی تا زمان اختصاص داده شده برای بارها ایمیل زدن و التماس و تهدید برای دریافت مطلب برای شماره جدید و زمانی که میرزا با مهاجرت از سرزمین گل و بلبل انگیزه هایش را از دست داد دلیلی برای ادامه هزار تو نبود.

درست است که به ظاهر هزارتو ماحصل یک کار جمعی بود اما این جمع محترم (از جمله خود شخص شخیص ما) بدون التماس و تهدید به مقدار کافی انگیزه حضور و ادامه نداشتند پس همان بهتر که هر کدام به کار خود بپردازد و میرزا هم به درس و مشقش برسد.

سنجاق کردن یک ایده یا حرکت به فرد خطر رفتار فرهنگی ماست. هزار تو نمونه خوبی است برای بازشناسی چنین رفتاری. عموم نویسندگان هزارتو از جمله وبلاگ نویسان محسوب میشدند که به تنهائی وبلاگ خود را ادامه میدهند و تنها در حرکت جمعی هزارتوئی است که با کنار کشیدن میرزا دچار توقف میشوند.

متنی که برای میرزا نوشتم ولی از فرستادنش پشیمان شدم به این مضمون بود که جناب میرزا چرا سرنوشت هزارتو به انگیزه شخص تو سنجاق شده؟ چرا با خستگی تو جمع هزارتویان نمی توانند ادامه بدهند؟ راستش خود من هم انگیزه ای نداشتم که نامه را روانه کنم.

چند روزی است که آخرین شماره هزارتو روی پیشخوان است.

Thu Nov 20, 2008
زمانی برای معروفیت عباس

آهای ملت، داستان حملات کودکانه عباس معروفی و مهدی جامی به همدیگه به بهانه تحولات اخیر رادیو زمانه نشانه ی کودکی هر دو بزرگوار در رفتار آنلاین است. نوشتن مطالب متناقض و اظهار نظرهای آنچنانی در فواصل کوتاه زمانی نشونه کم تحملی و عصبیت دوران کهنسالی هر دو نویسنده و خبرنگاری است که قرار است نمونه نسل جدید آنلاین باشند.

طبیعی است که فرشتگان مقرب آنلاین! (ذخیره موتورهای جستجو و آرشیو آینترنت) بدون توجه به پشیمانی این بزرگواران تمام رفتار ها و گفتارهای اونها رو برای آیندگان ثبت کنند هر چند که هر کدام هر نوشته را چندین بار پابلیش و حذف کنند.

گرچه دیگه زمانی برای معروفیت عباس و مهدی باقی نیست و هر کدام بهتر است به بازنویسی خاطراتشون اقدام کنن قبل از اینکه حافظه کوتاه مدت اونها در روزهای آینده دچار فراموشی مفرط بشه .

Mon Nov 17, 2008
پس لرزه های یک بازداشت از پیش اعلام شده

آهای ملت، بعد از شایعه و خبر! بازداشت حسین درخشان و اقدام به تکنویسی در یکی از بازداشتگاه های رسمی یا غیر رسمی این روزها لرزه بر تن هر کسی انداخته که حتی یکبار به حسین درخشان شام خورده باشد چرا که به زودی نام و روابطش در بخش خبرهای ویژه روزنامه کیهان منشر خواهد شد.

حسین درخشان با فرض توبه شخصی از بابت کارهای هشت ساله گذشته اش! ، پس از مدتی سردرگمی و بیخانمانی در کشورهای مختلف اروپا راهی سفر به ایران شد با این تصور که ظاهر شدن در شبکه پرس تی وی و طرفداری های تازیانه ای از دولت احمدی نژاد و مقام معظم و بنیانگذار انقلاب همراه با روابط شخصی و خانوادگی میتواند حاشیه امنیت مناسبی برایش ایجاد کند.

آنچه باعث شده تا بازداشت حسین درخشان پس لرزه بر اندام اپوزیسون خارج نشین بیندازد تکنویسی های مشتاقانه او در برابر سوالات بازجویان است که برای اثبات توبه ممکن است از حد تکنویسی فراتر برود و تئوری های توطئه خودش را به عنوان مدارک به آنها اضافه کند.

حسین درخشان پیش از سفر به تهران میدانست که مورد بازجوئی قرار خواهد گرفت و تنها چیزی که او را نگران میکرد مدت زمان بازداشت بود. پیش فرض او برای بستن چمدان دو ماه بازداشت برای نگارش گزارش هشت ساله فعالیت تنگاتنگ او با اپوزیسیون بود و آنچه نگرانش میکرد افزایش این مدت به هر بهانه بود.


Sun Nov 09, 2008
کلیک کنیم یا فشار دهیم !

آهای ملت، ما نمیتونیم بفهمیم که برای انتخاب یک گزینه در وب سایتهای فارسی از طریق ماوس، کلیک کنیم یا فشار دهیم و یا اینکه تقه بزنیم.

ممکنه این برای شما که روزی بیست هزار بار کلیک میکنین عادی باشه اما برای عمه بنده که تازه به دنیای اینترنت وارد شده کلی مسئله ساز شده. جناب عمه طی مکالمه و و استفتا فرمود کلا گیج شده که در وب سایتهای ایرانی و فارسی زبان کجا باید کلیک کنه ، کجا باید فشار بده و کجا باید تقه بزنه.

عبارت کلیک در زبان انگلیسی بر اساس صدای صادره از عمل، انتخاب شده اما در فارسی عبارت فشار دهید (انگار برای ناشنوایان طراحی شده) به فعل اصالت میدهد نه صدای حاصل از فعل.

ما که به عمه خودمان گفتیم متناسب با احوالات خودش عمل کنه ، اگر جونی در بدن داشت فشار بدهد، اگر نه تقه بزند و گرنه همان کلیک کردن برایش ساده تر است . حالا از عمه ما که گذشت ولی تکلیف نسل بعد چی میشه؟

لطفا یک مجتهد اینترنتی یک حکم کلی صادر کنه چون دعای تمام عمه های اینترنتی پشت سرش خواهد بود



Mon Nov 03, 2008
ایکاش گویا دختر بود

آهای ملت، حالا که وب سایت گویا ( با تمام تعلقاتش) ده ساله شده حسرت میخورم که چرا گویا دختر نیست. حداقل به سن بلوغ رسیده بود و ادامه رشدش را در بلوغ طی میکرد اما از قرار معلوم گویا یک وب سایت مردانه است که میتواند علاوه بر رشد و بزرگ شدن جسمی! همچنان تا هیجده سالگی شلنگ تخته بیندازد و از طرف والدینش به کاکل زری معروف باشد.

وب سایت گویا وب سایت موفقی است اما تنها برای کسانی به در زمان اتصال به اینترنت خودشان نمیدانند چه چیزی میخواهند و حوصله جستجو هم ندارند بنابراین وارد سوپر مارکت اطلاعاتی گویا میشوند و به رسم عادت با چند کلیک اطلاعات خود را به روز میکنند.

وب سایت گویا برای ما کلاغها شبیه پاساژ معتبری! است که مغازه های آن فروش خوبی ندارند اما در عوض بخش عمده ای از اهالی محل از آن به عنوان پاتوق استفاده میکنند و بر اساس عادت روزانه در آن قدم میزنند و ویترین مغازه ها را وارسی میکنند بدون آنکه قدرت خرید داشته باشند.

بسیاری از کسانی که تازه میخواهند مغازه ای را راه بیندازند فریب جمعیت علاف و ثابت پاساژ را میخورند و سعی میکنند حتی اگر شده تابلوی خود را بالای زیر پله ای در وب سایت گویا نصب کنند.

هیچکدام از این توصیفات بالا به عنوان یک امتیاز منفی برای فرشاد بیان (سردبیر گویا) نوشته نشده بلکه به عنوان نمونه ای از رفتار مخاطب و رسانه است که گویا نمونه عالی آن است. خیلیها سعی دارند که پاساژهای مشابهی را در نقاط مختلف تاسیس کنند اما مردمی که سوپر مارکت اطلاعاتی را با گویا شناخته اند هر وب سایت مشابهی را نیز شبیه گویا مینامند.

بعبارتی گویا در ده سال گذشته به چیزی فراتر از یک وب سایت رسیده و آن ایجاد روشی منحصر به فرد در تعامل (!) مخاطب با رسانه است گرچه باز معتقدم که کاش گویا دختر بود. حداقل بعد از ده سال بالغ شده بود و کمی حجب و حیا سرش میشد.


Sun Nov 02, 2008
فیل زمانه در تاریکی اطلاعات

آهای ملت، رادیو زمانه از روز اول گرچه تلاش می شده که در روشنائی عرض اندام کند اما همیشه نقاط تاریک اطلاع رسانی در محدوده اون باعث شده بود تا فیل شناسان با دستمالی بر اندام اون از خودشون استدلال ترشح! کنند.

این روزها با داغ کردن خبر برکناری مهدی جامی در بالاترین (که با عدم استقبال میلیونی بالاترینی ها نتونست رضایت زمانه ای ها رو جلب کنه) دوباره فیل شناسان به استدلال رو آورده اند اما متاسفانه خود اعضای رادیو بنا بر یک یا چند بند قرارداد کاری به تاریک تر شدن بیشتر فضا کمک میکنند. هر چند که مطلب ابراهیم نبوی قصد داشت تا با ارائه نمونه ها و مصادیق عینی پرونده رو باز کنه اما به هر دلیل مسکوت شد.

در این میان سرشناس ترین فیل شناسان رسانه ای وارد گود شده و از آب گل الود ارتباطات ماهی های بزرگی صید میکنند که در بازار هرج و مرج مشتریهای قدیمی دارد.

شاید ابتداعی ترین نکته مورد مناقشه فیل شناسان رسانه ای در انتخاب کلمه باشد.علیرغم کاربرد عباراتی مانند اخراج، تعلیق، عزل، استعفا و برکناری ، عبارات دیگه هنوز نتونسته حق مطلب رو ادا کنه. هر چند که ابتدا عبارت استعفا توسط جهانشاه جاوید ارائه شد اما با سرعت توسط معصومه ناصری ( یکی از خبرنگاران رادیو زمانه) تصحیح و به تعلیق تبدیل شد و با همین سرعت از طرف رقبا به اخراج تعبیر شد تا جائی که نویسنده روزنامه کیهان (در طرفداری عیان از مهدی جامی) از اون به عنوان برکناری مستکبرانه یاد کرد.

هیئت امنای زمانه اختلاف با با مدیر معلق را بر سر ارتباطات اداری و مالی میداند اما مهدی جامی با گرایش به کوچه علی چپ تلاش میکند تا دلیل تعلیق را در ابهام قرار دهد و گاهی به سمت نیات سیاسی و مذهبی خودش سوق دهد که این کارش برای فیل شناسان رسانه ای بسیار مورد نیاز است.

طرفداران سینه چاکی که تا امروز در طرفداری از مدیریت مهدی جامی قلمفرسائی کرده اند عموما به نحوی با رادیو زمانه در ارتباط هستند و این شائبه را بوجود می آورد که طرفداری انها از باب ضمانت شغلی و در آمد مالی خودشان در صورت ابقا مدیر زمانه است . تا کنون نوشته ای مستقل با دلایل و استدلالات روشن در طرفداری از مدیر معلق ندیده ام.

از طرفی عموم کسانی که در همین چند روز از تعلق اون اظهار شادمانی میکنند هم کسانی هستند که به نوعی در گذشته با زمانه همکاری میکرده اند اما این رابطه (احتمالا به دلیل مشکل با مدیریت مهدی جامی) از بین رفته است و در حال تلافی هستند.

دوستی نزدیک به ارتباطات زمانه ای نقل میکند که از ابتدای کار رادیو زمانه تا کنون بیش از سی و پنج نفر از کسانی که با رادیو کار میکرده اند به دلیل مشکل ارتباطی با مدیریت آن اخراج ، معلق و یا برکنار شده اند بنابراین تعلیق و برکناری در رادیو زمانه موضوع جذاب و تازه ای نیست.

شواهد نشان میدهد که هیئت مدیره زمانه در سکوت سنگین و کنترل نسبی در حال جایگزینی افراد تازه در رادیو زمانه باشد و اخبار داغ بالاترین تا چند روز آینده به فراموشی مطلق سپرده شود.