Hyper Literary Network  
جستجو
 
پدران ناخوانده


آهاي ملت ، حسين درخشان با مناعت طبع در اين نوشته به فردي معلوم الهويه لينک داده به منظور دانش گستري در عرصه ي لينک دادن. تا اينجاي داستان مفهوم زَکاة العِلم النَشرَه صادق است . ( اما چرا اينقدر با تاخير ؟ )

به هر حال اين زکات گاهي وقتها حکم روغن ريخته ي نذر امامزاده پيدا ميکنه . من هم ميدونم که حسين درخشان با انتشار راهنماي فارسي استفاده از سرويس بلاگر، پدر ناخواسته ي وبلاگ نويسان فارسي خوانده شده بوده است در زماني . اما ماجراي بزرگ شدن فرزندان و سبقت از ابوي در امور مختلفه گاهي اوقات ذهن پدر ناخواسته رو مشوش ميکنه تا يک برگ برنده دانائي در جيب پشت شلوار پنهان کنه تا از فرزندان خودش عقب نباشه .

پدرناخواسته، زماني که استفاده از مويبل تايپ رو شروع کرد ( فرض کنين برگ سرباز ) برعکس سرويس بلاگر، راهنماي فارسي اونو منتشر نکرد و تنها به نصب اون براي چند دوست اقدام کرد ( که اين عمل رفاقتانه در زمان خود بسيار حميده و جميله بوده است ) و به بقيه غر زد که باباجان دنبال کسب علم باشين تا کي ميخواين مفت و مجاني بهتون سرويس داده بشه . اما ظاهرا با گسترش فرزندان ناخواسته وبلاگ نويس و حضور خوره هاي اينترنتي محصول داخل و و دانشجويان نيمه محترم رشته کامپيوتر در مسابقه تخصيص پدري در وبلاگستان، موي سفيد (!) حسين درخشان احترامي را در روزهاي بعد برانگيخته نکرد .

خود سردبيري، برگ برنده اي بود که جواز ورود به عرصه کلي گوئي و خود سياستمدار بيني رو به پدر ناخواسته داد ( فرض کنين برگ بي بي ) و شغلي بنام وبلاگ نويسي رو وارد عرصه حيات اجتماعي جووناي جوياي کار کرد ( فکر کنم آقاي معاون سابق دومين نفريه که از وبلاگ نويسي به عنوان شغل خودش نام برده )

دکتراي افتخاري ( پدر ناخواسته ) چنان باور پذيره که حسين درخشان به عنوان صاحب وبلاگ نويسي فارسي ( چيزي شبيه مقام عظماي ولايت که حافظ اسلام است ) نگران دست اندازي و به بيراهه رفتن وبلاگ فارسي ميشه .

خب تا اينجاي داستان به نظر مياد که کلاغ سياه يک حسود و چشم سياه بي چشم و روست . اما بعد ...

ماجراي لينک به فرد معلوم الهويه باعث شد که اين سوال پيش بيايد که چرا اينقدر دير؟ اگر منظور ترويج دانش است و آگاهي و اين مزخرفات ، آيا ... است يا ..... راستش هر چي که باشه مهم نيست چون تاريخ مصرف دکتراي پدر خواندگي در عرصه اينترنت شايد کمتر از يک ساعت باشه . ( بيچاره مادر خوانده محترم )

فعلا که برگ بعدي ( فکر کنين برگ شاه ) ايجاد يک حرکت اجتماعي بر اساس توانائي هاي اينترنتي است و اما برگ آس کجاست ؟

يادتون باشه يکي از بزرگترين خصوصيات حسين درخشان در خود سردبيري ضريب بالاي تحمل انتقاد ، بد و بيراه و فحاشي و چاقو کشي است . که فکر نکنم پوستي کلفت تر از اون بتونين پيدا کنين ( اين تنها بخشيه که بهش حسادت ميکنم چون فحاشي به کلاغ مرده تمام شد اما فحاشي به حسين درخشان هنوز ادامه داره )

اين پوست کلفتي تنها آس و برگ برنده سردبير در سرزمين کيبرد و کامپيوتر است که طبق يکي از اصول جبر به موفقيت ختم خواهد شد ( بر عکس ما که بصورت انتخابي به موفقيت نگاه ميکنيم ) يعني درست چيزي شبيه راز موفقيت جورج بوش در انتخابات . فکر ميکنم بهترين زمان براي سردبير خود خوانده باشه که از رقابت در پدر خواندگي خودش رو بازنشست کنه و بنا بر جبر ( نه لج ) به حرکت بعدي فکر کنه .

شايد خيلي حسين درخشان آدم مهمي نباشه که بخاطرش ابن همه روي کيبرد تلق تلق ضربه زد ولي اگه راستشو بخواين اون فقط يک نمونه از پد رخوانده هاست . بقيه شون رو هم من بايد بگم؟ . خجالت بکشين .

نشانی دنبالک
http://www.hylit.net/pctrl/pingserver.php?p=tb&id=2328
. برای اين مطلب هيچ دنبالکی موجود نيست
نیما(آذرخش سرخ) :
سلام رفیق. ممنونم که بهم سر زدید و نظر دادید. موجب افتخار ومباهات است قربان!
Dec 10, 04 | 3:49 pm

goombolih :
Very Great
vaghean hal dad
Dec 13, 04 | 2:33 pm

mojtaba kamalian :
jalebtar inke linki ke ba amoozesh linkduni dadeh bood ta 3-4rooz eshtebah bood ke ba emaili ke... dorostesh kard.
Dec 16, 04 | 8:21 am


نظرتان را بنویسید :
نام :
ايميل :
Url :
ايمیل نمایان باشد؟ مشخصات را به خاطر بسپارم؟