Hyper Literary Network  
جستجو
 
پيغامي براي سنگي مستطيلي در کناره هاي شهر


آهاي ملت از ديروز تا بحال ما اساسي در مرحله ي "کون فيوزي " بسر ميبريم .

ديروز به رسم چند سال اخير به مناسبت سالگرد درگذشت ابوي به مادر محترمه زنگ زديم که تسليت بگيم و احوالي بپرسيم ( خب ما که از زير بته نيومديم ) . روش تسليت گفتن ما هميشه اينطوري بوده که درخواست گفتگو با ابوي را از مادر مسئلت ميکنيم اما چون ايشان حضور ندارد برايش يک پيغام ميگذاريم ( خب کلاغيم ديگه ) و گزارشي کوتاه از سالي که گذشت ميدهيم تا مادرمون اين پيغام را به سنگي مستطيلي در کناره هاي شهر منتقل کنه.

مادر مون گفت " راستي يادت نره تولدش رو هم تبريک بگي " . آخه هميشه ابوي تاريخ تولدش رو به هجري فمري حساب مبکرد که با روز تولد امام اول شيعيان يکي بود . خلاصه بي خبري از تقويم رايج و مناسبات چرخشي ايران ما رو توي يک پارادوکس فلسفي گير داد. ما هم اصلا به روي خودمون نياورديم و به رسم عادت قديمي در تسلي به خانواده کشته هاي جنگ و انقلاب اظهار تبريک و تسليت همزمان کرديم .

حالا از شما چه پنهون اساسي دلمون براش تنگ شده و نميدونيم بخاطر اون تقارن است يا پارادوکس فلسفي ژنتيک ما . تا حالا فکر نميکردم يک سنگ مستطيلي اينقدر قشنگ باشه.

نشانی دنبالک
http://www.hylit.net/pctrl/pingserver.php?p=tb&id=3222
. برای اين مطلب هيچ دنبالکی موجود نيست