Hyper Literary Network  
جستجو
 

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
بيزنس از نوع ايراني !


آهاي ملت اين نوشته وحي منزل نيست اما اينقدر نمونه آماري داره که ميتونه يک راهنماي شناخت بيزنسهاي ايراني در خارج از کشور باشه. اين که يک عده از بيزنسهاي متعلق به ايرانيان در نهايت موفقيت است شکي نيست اما متاسفانه اکثريت بيزنسهاي ايراني خارج از کشور متعلق به اين گروه نيست .

اصولا ايرانيها مانند برخي ملل مهاجر ديگه به راحتي جذب بدنه اجتماعي کشور ميزبان نميشن . يعني يک مهندس شيمي يا يک هنرمند آهنگساز به سختي ميتونن داخل بدنه اجتماعي در حرفه خودشون بشن ( حالا به هر دليلي ) و به همين دليل عموما بجاي کار کردن در يک بدنه اقتصادي از کشور ميزبان، بدنبال راه اندازي يک بيزنس مستقل ميشن .

به همون دليل قبلي هم اکثرا مشتري هاشون رو از داخل همزبانهاشون انتخاب ميکنن اما در واقع در اولين قدم تبديل به يک فقره شتر مرغ اساسي ميشن . يعني يه جاهائي ايراني هستن و يه جاهائي خارجي . البته بستگي داره به منافع کوتاه مدت شغلي . براي شناخت يک بيزنس ايراني در خارج ميتونين از راهنماي زير استفاده کنين.

يک بيزنس ايراني يک اسم بزرگ و دهن پر کن داره و يک شعار بيزنسي خر خفه کن هم يدک ميکشه . بعبارتي نهايت غلو و بزرگنمائي در اسم و شعار خاصيت يک بيزنس ايراني است. کمي در مجلات و رسانه هاي فارسي زبان خيره بشين تا بفهمين ماجرا چيه !

اکثريت بيزنس هاي ايراني از ايميل ياهو و هات ميل در بيزنس کارتشون استفاده ميکنن . و معتبر ترين راه تماس همون تلفن و فاکس هست . از داشتن وب سايت و اين گونه قرطي بازيها شبيه کاتالوگ و بروشور و .... هم خبري نيست . اگر روي بيزنس کارتي آدرس يک وب سايت نوشته باشه هم عموما به يک صفحه خطا ختم ميشه.

عمر متوسط يک بيزنس ايراني 2 ساله . بعد از يکي دوسال اصولا کمپاني رو منحل ميکنن و با يک اسم ديگه و يه جاي ديگه دوباره علم ميشن. يک دليلش فرار از ماليات و اين حرفهاست و يک دليل ديگه شکست در شروع بدون برنامه ريزي . اصولا بيزنس ايراني يعني درآمد بالا در کمترين مدت . حالا شد ، شد . اگر نشد هم تغيير بيزنس . اين خيلي طبيعيه که از روي يک آگهي به يک رستوران زنگ بزنين و بگن تبديل به آرايشگاه شده .

اکثريت عجيبي از گردانندگان بيزنس هاي ايراني تخصصشون يک چيز ديگه است . مثلا مدير روزنامه، تحصيلات لوله کشي و زراعت داره و صاحب شيريني فروشي مدرک وکالت . صاحب فروش قطعات کامپيوتر تحصيلات موسيقي داره و صاحب معاملات ملکي کارگردان سينما بوده . بخشي از سوپر مارکت ها هم توسط سرهنگها اداره ميشه .

بزرگترين نشانه شناخت بيزنسهاي ايراني همجواري چندين بيزنس مشابه در کنا رهم ست . مثلا در فاصيه 100 متري سه عدد رستوران ايراني هست . اگر توي يک شهر دو تا شيريني فروشي باشه يا روبرو هم هستن تا بغل هم . يا چهار تا سوپر مارکت ايراني رديف کنار هم . اصولا هر کدام هم قبلا شاگرد اون يکي بودن که دعواشون شده و اومدن ور دست اوستا همون بيزنس رو زدن محض رو کم کني .

به طور متوسط بيزنس هاي ايراني خدماتشون رو از رقباي غير همزبان گرونتر ارائه ميدن. مثلا يک سوپر مارکت يک جنس مشخص رو گرونتر از يک مغازه ترکي ميده . يک حسابدار ايراني خدماتش گرونتر از يک حسابدار مثلا انگليسيه . ؟؟؟؟؟؟

بيزنسهاي ايراني اصولا هيچگونه خدمات بعد از فروش و يا ارتباط با مشتري ندارن . مخصوصا اگر بدونن که شما همزبان هستين . بعبارتي خريدي و رفتي ديگه دنبال شرط و شروط نباش .

راستي اين رو هم بگم تا يادم نرفته که عليرغم تمام افه هاي ملي و مذهبي و ..... هيچ ملتي نژاد پرست تر از ما در دنيا موجود نيست . حالا چه صاحب يک بيزنس باشه چه مشتري اون بيزنس .

در ضمن عصباني هم نيستم .

نشانی دنبالک
http://www.hylit.net/pctrl/pingserver.php?p=tb&id=3448
. برای اين مطلب هيچ دنبالکی موجود نيست