آهاي ملت ،
1- اينکه يکنفر مثل
فرزانه تائيدي بخواد درباره يک دوست قديمي خودش بنويسه و وسطاش خورده حسابهاش رو با مابقي هم تسويه کنه براي اونهائي که دنبال روايت هاي مستند هستد بايد خيلي جالب باشه . مخصوصا اگر ..... به هر حال ما هر از گاهي که خانم همت کنه و سفر با بادش رو آپدبت کنه مشتري هستيم براي خوندن . هر چند که بسيار طولاني قلم ميزنند هزار ماشالله .
2-
هزارتو باز هم منتشر شد . انگاري اين جماعت قصد ندارن که با اظهار ناله از عدم همکاري مناسب نويسندگان و مشقات زندگي روزانه و عدم کسب در امد مالي و .... دست از انتشار بردارن و به زندگيشون برسن. به هر حال دهمين شماره هم منتشر شد .
3- اگر کسي حسين درخشان را از نزديک ميشناسه و فکر ميکنه باهاش رفاقت داره و يا نون و پنيري با هم ميل کردند هر چه زودتر اين بنده خدا رو به يک پزشک متخصص نشون بده چون ورسيون شماره چهار ارتقا شون داراي ويروس خودزني مزمن است .
4- يک کيسه اساسي ميخوايم به تن راديو زمانه بکشيم در روزهاي آينده با اين مضمون که اين راديو نه نتها از وبلاگها نمي آموزد بلکه داره اونها از راه هم بدر ميکنه و اساسي بد آموزي داره .
5- چند روز بعد دخترک راهي است . دوباره اينقدر وقت پيدا مکينم که روزي هزار تا مطلب بخونم و يک دونه حد اقل پابليش کنم .
6- در باره مسابقه وبلاگي راديو آلمان کلي حرف دارم که نميزنم چون بيات شد ولي اگر همون روز اول مينوشتم امروز ميتونيتم ادعاي غيب گوئي و پيغمبري کنم . راستي يک ضرب المثل هست که ميگه دنياي هنر و رسانه امروز در دست دو گروه است . يهودي ها و همجنس بازها .
7- چرا اين ساعت که ميشه وبلاگ نويسي ما عود ميکنه . بذار ببينم اصلا ساعت چنده ؟؟؟