Hyper Literary Network  
جستجو
 

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
چه کسی به حسین درخشان شلیک کرد


آهای ملت، آخرین مطلب این صفحه مربوط به حریم خصوصی افراد بود و با این جمله پایان یافت که روزی یکنفر برای اثبات حریم خصوصی خودش کاری خواهد کرد. ماجرای شکایت کسی به نام مهدی خلجی از شخص دیگری به نام حسین درخشان و عواقب حقوقی و اجتماعی اون نشان داد که عدم رعایت حریم حصوصی افراد قابل تعقیب قانونی است هر چند که ممکنه دلمون بخواد ازش به عنوان نقض آزادی بیان نام ببریم.

فکر کردم اگر چنین اتفاقی بر اساس شکایت کسی از داخل ایران می افتاد و سایت حسین درخشان مسدود میشد، سریع یک جنبش اینترنتی بر علیه عدم آزادی بیان راه می افتاد و هیچ کسی شک نمیکرد که شاکی ممکن است محق است و هزاران لینک و پتیشن اینترنتی در محدوده وبلاگها و وب سایتهای فارسی زبان راه میافتاد.

اما حالا که این اتفاق در یک کشور غربی افتاده همه ساکت نشسته اند و از پتیشن و اعتراض خبری نیست چون پیش فرض عمومی این است که قوانین غربی ناقض آزادی بیان نیست و اگر سایت حسین درخشان را بسته اند خودش مقصر است.

مهدی خلجی ناخواسته پوسته ی زخمی، فرهنگی را از روی روابط آنلاین فارسی زبانها برداشته که تا مدتها قابل مطالعه است و اون اینکه حرکتهای واکنشی وبلاگستان بر اساس شور است یا شعور؟ سکوت ( و شاید خوشحالی) بخش عمده ای از وبلاگ نویسان و عدم حمایت از حسین درخشان ( بر عکس پیش فرض اولیه او) نشان میدهد که مرز شور و شعور در واکنش فارسی زبانها از تار موئی باریک تر است. از نمونه های رفتارهای سیاسی تا اجتماعی ! در نیم قرن اخیر براحتی پر از سند و برهان است.

این روزهای تنهائی حسین درخشان و عدم موفقیت اون در همراهی دیگران بر علیه شاکی خصوصیش نشان داد که مسجد جای گوزیدن نیست هر چند که شما بانی آن مسجد باشید. (!) سماجت بیش از حد حسین درخشان در ابتدا این ذهنیت را برایم بوجود دارد که او دارای حاشیه امن است که به جای عذر خواهی قانونی همچنان در پی تکثیر مطالبی است که برایش مجرم محسوب شده اما ظاهرا هیچ کدام دوستان بیشمار حسین درخشان که در این چند سال دانه دانه جمع آوری کرده بود نتوانستند و نخواستند که او را همراهی کنند.

ماجرای شکایت بر اساس حریم خصوصی و محرومیت دومین و هاستینگ چیزهائی است که در کمتر از یک هفته حل میشود و بعد از یک ماه به فراموشی سپرده میشود اما آنچیزی که تا سالها از ذهن حسین درخشان پاک نخواهد شد تنهائی فجیعی است که به هیچ وجه در محاسباتش منظور نکرده بود. عدم همراهی هزاران خواننده و وبلاگ نویسی است که تا کنون به عنوان رهبر معنوی آنها خودش را معرفی میکرد.

سردبیر خود خوانده در آینه به خودش شلیک کرده. پیشنهاد میکنم این روزها برای استراحت به مصر نرود. هر چند که ممکن است صدای انقلاب خاموش وبلاگ نویسها را شنیده باشد. تکرار تاریخ کمی بی مزه است.

نشانی دنبالک
http://www.hylit.net/pctrl/pingserver.php?p=tb&id=3512
. برای اين مطلب هيچ دنبالکی موجود نيست