در آغاز به بی ریایی یک مربع بود
با ضلع هایی برابر
و قلبی که در نود درجه ی احساسش
استوار ایستاده بود
اندکی بعد
ذوزنقه ی پریشانی را دیدم
که در خیابان پی سکه ای می دوید
قلبش را گاه و بیگاه
چون یک کلاه
بر سر می گذاشت
گاه و بیگاه قلبش را
چون یک کلاه
از سر بر می داشت
اکنون
سالها گذشته
حالا
هر ضلعش
زاویه ای از یک طرح ناشناخته است
طرح یک غول شاید
با قلبی از فلز
در یک دهان باز
نشمیل سپهری : شکل هندسی این شعر خط راست است و این هم خوانی دارد با محتوای شعر. خط راستی که بیشترآدم ها پس از تولد پا روی آن می گذارند. قیاس عواطف و احساسات با منطق ریاضی خود نوعی طنز نهفته در متن است و بیانی تازه در شعر، و پایان بندی زیبایتان نمی گذارد تاریکی همه ی سطرها را در خود بپوشاند.
May 01, 05 | 3:12 am
لیلا فرجامی : سلام آزاده جان. خیلی خوب بود. موفق باشی. لیلا
May 25, 05 | 12:48 pm
darya : ba che omidi minevisssi ?man ham mineveshtam vali hich ba ye seri masael.............hala hata neveshtan ham baram sakht shodeeeeeeee !!!!!!!!
Jul 08, 05 | 6:48 pm
مریم : khub bud vali ey kash matlabe bishtari dar in veblag mizashtin!akhe heyf nist veblagi be in khubi matlab kam dashte bashe!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Feb 06, 06 | 7:51 am