Hyper Literary Network  
جستجو
 
دیروزی ها
آب


... آن وقت ما با هم قرار گذاشتیم که یکدیگر را نجات دهیم. با قایق روی رود که عمیق و خروشان بود، و جا به جا صخره ها و سنگ هایی از میان آب سر برآورده بود می رفتیم، و با جریان آب در مسیر رود پیچ می خوردیم. من بودم و تو و رود. قرارمان این بود که دست های تو را بگیرم و تو را از رود توی قایق بکشانم، و قرارمان این بود که تو دست های من را بگیری و مرا از رود توی قایق بکشانی. همان جا بود که تازه متوجه شدیم هیچکدام مان روی قایق نیستیم. متوجه شدیم قایق تنهاست، به تنهایی بدون ما از ما هردم دورتر می شود. رود هم تنها بود . من و تو در آب غوطه وربودیم و تنها بودیم. زیر پاهامان خالی بود و آب ما را با خود می برد. زیر آب فرو رفتیم. عمر حباب های روی آب چه کوتاه بود .من و تو دیگر هیچوقت نمی توانستیم روی آب بیاییم.
این را حتی آن مرد ماهیگیر که در ساحل ما را نگاه می کرد می دانست.


نشانی دنبالک
http://www.hylit.net/pctrl/pingserver.php?p=tb&id=3144
. برای اين مطلب هيچ دنبالکی موجود نيست
دزدکی : خوشا فریاد زیر آب
Aug 05, 05 | 10:50 pm

حسین : سلام !بلاگ زیبایی دارین
Aug 06, 05 | 9:39 am

ماهی دودی : خوب پس چرااون قایق بدبخت رو به کام مرگ فرستادین! قاتلهای مقتول
Aug 06, 05 | 5:14 pm

Hosein : زیبا می نویسید. این را حتی آن مرد ماهیگیر که حالا کنار ساحل لم داده می داند...
Aug 06, 05 | 7:10 pm

EIP3yoRPBB : Dh2nJy68C8 vajtTN340peuha 1CyRn0PnvBl
Apr 19, 06 | 9:43 pm

Leshalegich : You dont want made english version this site?

Oleg Jouravlev


Sep 26, 06 | 8:32 am

متین : مردن درون اب هم مرگ اسطوره ای و زیبایست.
به شما تبریک میگم.زیبا و با حرارت مینویسید.
مطالب شما رو خیلی دوست دارم.درد کشیده ها می فهمن چی می گم.
شاد باشید وبه ما هم سر بزنید.
Sep 29, 06 | 9:20 am


نظرتان را بنویسید :
نام :
ايميل :
Url :
ايمیل نمایان باشد؟ مشخصات را به خاطر بسپارم؟