Hyper Literary Network  
جستجو
   

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1830

Notice: Trying to get property of non-object in /home/hylitnet/public_html/ay/pctrl/phpm/lib/weblog.fns.php on line 1832
خانه خراب



با صدای بلند می گویم: تمام شد. بله. دیگر تمام شد. آیا هیچ فایده ای دارد؟ خانه را خراب کردند و تمام شد. یعنی دیگر هیچ چیز از خانه نمانده است؟ تمام شد دیگر. تمام شد. تمام شد. بله.


امروزصبح زود هنوز سپیده نزده بود که دو مرد هم قد و قواره با قامتی بلند و بازوهایی تنومند از راه رسیدند. خانه را ویران کردند. سقفش را کوبیدند. دیوار هاش را انداختند. پنجره هاش را شکستند. خانه را با خاک یکسان کردندو رفتند.
یک روز در حیاط خانه ایستاده بودم. داشتم به باغچه آب می دادم. ناگهان از پشت دیوار صدای مردی آمد. گفت : خانه بزودی خراب خواهد شد. باید فکر خانه ی تازه ای برای خودت باشی.
من چهره ی آن مرد را هرگز ندیدم. یعنی تا به خود بیایم مرد ناپدید شده بود. با اینحال تا سر کوچه دویدم. در خیابان هیچکس نبود. در آن دوردست ها دو مرد را دیدم که شانه به شانه ی هم می رفتند.. چهره شان را ندیدم. هم قد و قواره ی هم بودند. مثل هم راه می رفتند. حتی گام هاشان با هم هماهنگ بود. انگار همزاد بودند. دو مرد بودند با یک حنجره و یک صدا. که می گفت : خانه بزودی خراب خواهد شد. باید فکر خانه ی تازه ای برای خودت باشی.
از آن روز، در خانه، هر شب این جمله را بارها زیر لب تکرار کردم تا آن حد که فضای خانه پرشد از صدای خشاخش خفیف اشیاء. هر بار که این جمله را تکرار می کردم انگاردر گوش اشیا ء آهنگ ویرانی را زمزمه می کردم آنگاه آنان از خواب عمیق سال های سال بیدار می شدند و خواب آلود و منگ در سر جای خود می جنبیدند. گاهی اشیای کوچک از روی طاقچه به زمین می افتادند و تکه تکه می شدند. آن اشیای ناز پرورده تاب هیچ گونه سقوطی را نداشتند. گاه صدای ترک خوردن چوب ها را می شنیدم.گنجه های چوبی قدیمی در سکوتی که آن هم تکه تکه شده بود ترک می خوردند. ترک در ترک. آینه ی اجدادی روی شومینه ترک برداشته بود و از چهره ی من و اجدادم در آینه تنها چند خط زیگزاگ به جا مانده بود.
حالا نمی دانم تا کی باید اینجا در پشت این خرابه ها منتظر بمانم تا هوا کاملا تاریک شود، همه جا سیاه شود، سایه سایه را نبیند تا من بتوانم از پناهگاهم خارج شوم و به خانه بروم. خانه ای که دیگر ویران شده است.

نشانی دنبالک
http://www.hylit.net/pctrl/pingserver.php?p=tb&id=1567
. برای اين مطلب هيچ دنبالکی موجود نيست